المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
631
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
34 - كتاب نكاح و ازدواج در آن كتاب يك پيشگفتار و چند بحث اساسى وجود دارد ، امّا پيشگفتار : فقيه معاصر ما گفته است : « نكاح در لغت به معناى التقاء و ملاقات نمودن است » ، در حالى كه اين قول اشتباه محض است چون احدى از اهل لغت ، آن را نگفته است ، بلكه التقاء به معناى روبرو شدن است نه به معناى ازدواج و همبستر شدن باشد و حقّ اين است كه نكاح در لغت به معناى وطى و نزديكى با همسر مىباشد . و گاهى بر عقد ازدواج هم نكاح گفته مىشود . به همين دليل گفته شده است كه نكاح مشترك ( لفظى ) بين عقد نكاح و وطى است و ( نيز ) گفته شده است كه حقيقت در وطى و مجاز در عقد است . و اين رأى بهترين است ، چون در نزد اكثر علماء ، قائل شدن به مجاز از قائل شدن به اشتراك ( لفظى ) بهتر است و شرعا « يعنى در اصطلاح شرعى » عقدى است لفظى كه ابتداء وطى را مورد تمليك قرار مىدهد كه اين نامگذارى مجاز است از باب نامگذارى سبب به اسم مسبّب « نام معلول را بر علّت نام گزاشتن » مىباشد . فضيلت ازدواج : و در ازدواج فضائل ( فراوانى ) وجود دارد . حضرت رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) مىفرمايد : « ازدواج كنيد توليد نسل نمائيد ، زياد شويد كه من بر أمم ديگر به سبب كثرت شماء افتخار مىكنم و لو به سبب فرزند سقط شده » . « 1 » و نيز فرموده است : « بدترين مردگان شما ، عزبها ( مجرّدها ) مىباشند ، « 2 » و احاديث ديگرى نيز وجود دارد كه محض اختصار ، صرفنظر گرديد . و آيا ازدواج بهتر است يا ازدواج نكردن جهت ، خلوت كردن ، براى عبادت يا بالعكس ، در حالى كه قائلى به مساوات و برابرى اين دو تا نيست ، قول حقّ ، قول اوّل است به دليل فرمايش امام صادق ( عليه السّلام ) كه فرمود : رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و سلّم )
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 4 ، ص ، 140 ( 2 ) . غوالى اللئالى ، ج 2 ، ص 125 .